![]() |
![]() |
|
| پارادوکس |
|
به حكم این كه نماز از اركان دین است و حسین بن علی(ع) برای احیای دین و سنت نبوی قیام نمودند، طبیعی است كه نماز در مكتب حسین از جایگاه ویژه ای بهره مند باشد. امام حسین (ع) در عصر تاسوعا آن گاه كه متوجه شد لشكر ابن سعد آماده شده است تا با سپاهیان سیدالشهدا نبرد كند، حضرت به برادرش عباس دستور داد: " یا عباس ! اركب بنفسی أنت ـ یا أخی ـ حتی تلقاهم فتقول لهم: مالكم؟ و ما بذا لكم؟ و تسألهم عماجاءبهم؛ برادرم ! تو به جای من سوار شو و نزد اینان برو و به ایشان بگو: شما را چه شده است و چه می خواهید؟ از سبب آمدن ایشان پرسش كن". حضرت عباس رفت و بازگشت و به برادر خبر داد: می گویند: یا با یزید بیعت كن و یا آمادة نبرد باشد. حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به برادر فرمود: "إرجع إلیهم فإن استطعت أن تؤخرهم إلی غدوه و تدفعهم عنّا العشیهْْ ، لعلّنا نصلّی لربّنا اللیلهْْ و ندعوه و نستغفره فهو یعلم أنّی كنتُ أحبُّ الصلاهْْ له و تلاوهْْ كتابه و كثرهْْ الدعاء و الإستغفار؛ به سوی آنان بازگرد و تلاش كن جنگ را به فردا واگذاری تا ما امشب را نماز بخوانیم، دعا كنیم و استغفار نماییم. خدا می داند من از كسانی هستم كه نماز و قرآن خواندن و زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم".(1) در روز عاشورا و در میدان جنگ آن گاه كه عمروبن عبدالله صائدی به حضرت عرض كرد: وقت نماز ظهر شده است، حضرت فرمود: "ذكّرت الصلاهْْ جعلك الله من المصلّین الذاكرین. نعم، هذا أوّل وقتها؛ نماز را به یاد ما آوردی ، خدا تو را از نماز گزاران و ذاكران قرار دهد. آری هم اكنون وقت نماز ظهر است". سپس فرمود: " به كوفیان بگویید دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم". حضرت اذان گفت، سپس به زهیربن قین و سعید بن عبدالله فرمود: " شما دو نفر جلو بایستد تا من نماز ظهر را بخوانم".(2) آری امام حسین(ع) حتی در میدان نبرد، نه تنها دست از نماز بر نداشت، بلكه در اوّل وقت نماز را با یارانش به جماعت برگزار كرد. در زیارت عاشورا آمده است كه "أشهد أنك قد أقمت الصلاهْْ ؛ شهادت می دهم كه تو (یعنی امام حسین (ع)) نماز را بر پا داشته ای ". (1) محمد دشتی، فرهنگ سخنان امام حسین(ع) ، ص 691 و 692. (2)همان، ص 689ـ 691. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 21:38 توسط محمد همامی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به امید فردایی بهتر
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان کوتاه دست نوشته دانشگاه علمی متفرقه آلت قتاله راه رسیدن به خدا!!!!!! |
| نویسندگان |
|
محمد همامی Mrpuchican گسلاخ |
|
RSS
|